دخـــــــ ـــتر کـــرد,کـــــــرمانشآه

یک روز یه ترکه...
اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم

یه روز یه رشتیه..
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.


یه روز یه لره...
اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛
ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد

یه روز یه قزوینی یه...
به نام علامه دهخدا ؛
از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد

یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و رشتی و لر و اصفهانی
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛
حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!!

و اینجوری شادیم
این از فرهنگ ایرانی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند.
پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه آنقدر این ایمیل را بفرستیم و بخوانیم تا عادت های قجری در خندیدن به هموطن( آنکه در دیده ما جا دارد ) در ما بمیرد و با هم یکی باشیم مثل همیشه،مثل زمان های سختی و مثل زمان های جشن و افتخار
[ دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 23:27 ] [ صبا ] [ ]

 

چه راحت نوشتیم بابا نان داد...............

بی انکه بدانیم بابا

برای نان.همه جوانیش را داد.............

[ یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 14:28 ] [ صبا ] [ ]

تعـــــــــــــــــــطیل تا اطــــــــــــــــــــــــــــــــــلآع ثآنوی

 

 

[ پنجشنبه دهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 23:4 ] [ صبا ] [ ]

تقدیم به همه ی دخترای چادری اول از همه خودم


چـــــــــــــــــادر تو تلافی غروبی است...
که در آن روز به زور چادر ازسر زنان حرم پیامبر می کشیدند...
چادر تو میراث خون دلهای خیمه نشینان ظهر عاشوراست ..
و چادر سرکردنت به همین سادگی انتقام کربــــــــــــــــــلا ست....
[ پنجشنبه دهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 17:58 ] [ صبا ] [ ]

آره من ی دخترم ولی...

من دخترم...ولی ازبعضی رفتارهای دخترانه بیزارم..


ازآرایش غلیظ ووحشتناک برای.....


ازبازگذاشتن مانتوبرای...


ازپوشیدن لباس تنگ برای...


ازگذاشتن شال وروسری دورگردن برای...


ازپوشیدن ساپورت برای...


بیزارم...


ازاین رفتارهای دخترانه بیزارم ونمیگذارم دخترانه هایم به خاطرمردانه های دیگری 


له شود...نمیخواهم ونمیگذارم به دخترانه هایم برچسب بی حیایی بچسبد...

[ پنجشنبه دهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 15:50 ] [ صبا ] [ ]

دوســـت دارم مامان


عشق یعنی وقتی همه تو یه اتاق مشغول کار خودشونن

و تو رو زمین دراز کشیدی و

صدای تلویزیونو خفه کردی که نره رو اعصاب به هم ریخته ت،

مامانت بیاد بیرون و بگه:

آآآآآآآآآآآآآخــــــــــــــی دخترم خوابیده

بعد بره پتو بیاره بندازه روت و همه چراغارو خاموش کنه

که تو راحت بخوابی

بعدش دیگه از اون اعصاب خوردی خبری نیس

چون می دونی اونی که باید عاشقت باشه کنارته


دوســـت دارم مامان


[ چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 19:0 ] [ صبا ] [ ]

عشق های امروزی را چشیده ای دلبنــــــدم؟
طعــــم کشــــــــک می دهند
سراپا ادعایند گـل من!
فرهاد هم اگر بود؛ به جای کندن بیستون مـخ می زد احتمالا!
دیگر صدای تیشـهـ نمی پیچید در شهر
طفلکی عشق
چقدر زجــر می کشد از این شیرین فرهادهای قلابی
گاهی باید رد شد
گاهی باید در اوج نیاز، نخواست
گاهی باید کـویر شد
با همه ی تشنگی منت هیچ ابری را نکشید
گاهی باید سیگـارت را برداری

و رهسپــار کوچه هایی بشی که
خیلی وقته رهگـــــــذری ازش عبور نکرده
گاهی باید نباشی
تا لااقل یه جایی توی گوشـه کنار این شـــــــهر
دلی بـــــرات تنــــــــگ بشه…

[ چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 18:54 ] [ صبا ] [ ]

برای هومن جعفری عزیز عموی دوس داشتنیم...

(درستان را بخوانید..بروید دنبال پول...علاقه هایتان را کنترل کنید و با حسابگری پیش بروید یا مثل من بهایش را بپردازید)

این جمله رو که تو وبت دیدم عمو کلی دلم گرفت

الان بغض کردم.

تو کوه امید بودی وهمیشه حرفات بوی زندگی میداد

هرچند همه ما میدونستیم به بزرگی همون کوهِ تو دلت غصه داری

عموی مهربونم دلم برای حال وروز خوبت تنگه

برای روزهایی که روزنامه شده بود مونس تنهایی هامون

اما انگار امروز خودت از همه تنهاتری

خیلی به این جملت فکر کردم

نمیدونم شاید حق با توئه

چون آدم که پول داشته باشد چرت وپرت هایش حرف حساب است

چرندیاتش عقاید پربار جامعه میشود..

قدیما میگفتن گر عقل نباشد جان در عذاب است

اما انگار حالا گر پول نباشد ...

 

 

 

 

[ سه شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 9:48 ] [ صبا ] [ ]

من دختر کوردم

من دختر کوردم... 
دختر دره های تنگ شبهای سرد 
چشمهای پر از درد دختر دردم ...
دختر قهرمانانم دختر کوه و دشت و بیابانم این منم ....دختر کورد ... 
دختر چشمهای پر از غیرت چشمهای جوان نه ناجوان ! 
دختر استقامتم،دختر پایداریم،دختر شکنجه ام،دختر ظلمم! دختر تعصبی شیرین... چشمهایم بیخود نیست که برق میزند...برق کورد است ...برق بزرگی کورد! 
دختر کوههای بلندم دختر زاگرسم آرام می تازم همچون شیر می غرم به هر آن کس که چپ بنگرد عصیان میکنم در برابر حرف زور و ناروا من خون کورد در رگهایم جاریست خونی سرخ و آتشین من کوردم دختر عشق و کوردستان دختر آبشار و طوفان مثل پروانه به دور کشورم میچرخم! 
مسکوتم تا وقتی که حق برجاست... 
گرگ میشوم برای ناحق... آنچنان فریادی برخواهم آورد که آشام و انسان و آبها و زمین بلرزد بلرزد تا بخندم! مغرورم . غروری پر از صداقت و پاکی غروری جاری از عشق خرامان خرامان محکم و استوار پی آزادی انگشتانم بازو، مشتم جادار ... 
برای گرفتن آزادی من دخترم دختر کورد دختر عشق دختر کوه
[ شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 0:4 ] [ صبا ] [ ]

فرهــــــــــاد

ار من فرهاد و له بیستون بوم
وگیان و ومال فدای شیرین بوم
آیا یار من وشیرین میو
له بان نعش من گیان فدا کرو
ار فنا کم ارات داشته فغفورم
برشنم و پات هر چی ها دورم
داشته کی خسرو و هزاریکی
حاضری هی بدی ارای ملکی
ای هارت و پورته که وه تو دیمه
ای همه جای که و گر تو چیمه
تا ای حده که و عقل بنده س
ای کار و یار واقعی ساخته س
ار یار واقعی راس و پاکی بو
نباید و هیچ امری باکی بو
ار قبول نیری و یاران بپیرس
یار واقعی و هیچ نیری ترس
باید پایدار دفاع کی و یار
نه که چوی دشمن یاری بکی خار
فکر و ذکر تو هر ها و یادم
گر چه بیدن تو چون توز بریادم
ولی یه نیه رسم عاشیقی
دم خیار تلخ بو بکری دوری
گرچه ای دنیا پر وه جفایه
یار واقعی هر پا بر جایه
گلی نکردم یه درد دل بی
باور که ارام خیلی مشکل بی


عشق واقعی ایسه ها سرم
شعر که بلد نیم فکر کم شاعرم
اگر که ناقص پر له اشکاله
شعر نظامه هر یه با حاله

[ شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 0:2 ] [ صبا ] [ ]

دی نیکیشم

تو تقصیر نیری روزگار

خوم سیس چارم...

 دی هیچ دل خوشی ارا زندگی نیرم

نیزانم کی توید تموم بود

خدایا فره دلتنگم وخسته

میلی وزندگی نیرم تمامی بکه خدا

تمامی بکه دی نیکیشم

==

پراو بیستون لیلا هر دگ برا بین

فلک کاری کرد لیلا ویک جیا بین....

[ جمعه چهارم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 18:33 ] [ صبا ] [ ]


زَن جِنــس عَجـــیبــی اَسـتـــــ !

چــَشمــ هــآیــَش رآ کـِـه مــی بَنــدی ،

دیــد دِلــش بــیشتــَر مــی شَــوَد...

دلِــش رآ کــه مــی شِــکنــی ،

بآرآن لــِطـافَتـــ اَز چَــشمــ هــآیَش سَــرآزیــر...

اِنــگآر دُرُسـتــــ شـُـده تــآ...

روی عـشـق را کــم کــند...
[ جمعه چهارم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 10:45 ] [ صبا ] [ ]

استاد آدرس وبتوگم کردم

چرا نمیای دیگه؟؟

[ پنجشنبه سوم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 19:31 ] [ صبا ] [ ]

اخم میکنی که مهربانیت را پنهان کنی

مرا شما خطاب میکنی که هوایی نشوم
اما نمیدانی که چقدر اینها به تو می آیند و من دیوانه تر می شوم !

[ چهارشنبه دوم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 14:30 ] [ صبا ] [ ]

به سلامتی پسری که به عشقش گفت :


روزی که جلوی دختری غیر از تو زانو بزنم . . . روزیه که بخوام بند کفش دخترمون رو ببندم

[ سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۲ ] [ 11:26 ] [ صبا ] [ ]